رد شدن به محتوای اصلی

پست‌ها

بیست سال پس از یک میلیون امضا؛ سیاست از پایین و درس‌های یک تجربه فراموش‌شده

بیست سال از آغاز «کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان» می‌گذرد؛ کمپینی که در سال ۱۳۸۵، در یکی از دشوارترین دوره‌های فعالیت اجتماعی و سیاسی در ایران، شکل گرفت. امروز، پس از دو دهه، شاید بتوان با فاصله‌ای بیشتر به آن تجربه نگاه کرد؛ نه برای ساختن روایتی نوستالژیک از گذشته و نه برای انکار محدودیت‌ها و تناقض‌های آن، بلکه برای فهمیدن اینکه این کمپین چه چیزی درباره سیاست، جامعه و امکان سازمان‌یابی از پایین به ما آموخت. من یکی از فعالان آن کمپین بودم. برای من، اهمیت آن تجربه فقط در موضوعاتی که درباره‌شان مبارزه می‌کردیم خلاصه نمی‌شد. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای شخصی و سیاسی کمپین این بود که مرا، و بسیاری دیگر از فعالان، از فضای محدود محافل روشنفکری و سیاسی و دانشجوی بیرون کشید و مستقیماً با مردم روبه‌رو کرد؛ با زنانی که در پارک، مترو، خیابان، محل کار، خانه و بازار زندگی می‌کردند و بسیاری از آنها اساساً زبان رسمی فعالان سیاسی و روشنفکری را نمی‌شناختند. کمپین از مرداد ۱۳۸۵ آغاز شد؛ پس از سرکوب تجمع ۲۲ خرداد همان سال در میدان هفت‌تیر تهران. هدف اعلام‌شده، جمع‌آوری یک میلیو...
پست‌های اخیر

اخلاق اجتماعی در عصر نئولیبرالیسم

از زباله در طبیعت تا خیانت در خانه؛ مارکسیسم و امکان بازسازی اخلاق اجتماعی چندی پیش در مقاله‌ای با عنوان «فروپاشی اخلاقی در جامعه؛ از زباله در طبیعت تا خیانت در خانه» تلاش کردم از مجموعه‌ای از رفتارهای ظاهراً پراکنده در جامعه تصویری از یک مسئله واحد ترسیم کنم: زباله‌ای که در طبیعت رها می‌شود، بی‌‌تفاوتی نسبت به رنج دیگری، دروغ و ریا در محیط کار، رشوه، قانون‌گریزی، خیانت در روابط شخصی و بی‌اعتمادی عمومی، اگرچه در ظاهر پدیده‌هایی متفاوت‌اند، همگی نشانه‌های یک فرسایش مشترک‌اند؛ فرسایش اخلاق اجتماعی. اما اگر اخلاق اجتماعی در حال فروپاشی است، پرسش اصلی این نیست که چرا مردم «بد»شده‌اند. چنین توضیحی بیش از آنکه گرهی باز کند، مسئله را به سطحی فردی تقلیل می‌دهد. پرسش بنیادی‌تر این است: چه نوع نظم اجتماعی انسان‌هایی تولید می‌کند که در آن بی‌تفاوتی، قانون‌گریزی، رقابت و خیانت به رفتارهایی عقلانی، عادی و گاه حتی ناگزیر تبدیل می‌شوند؟ طرح این پرسش ما را ناگزیر از حوزه اخلاق فردی به قلمرو اقتصاد سیاسی پرتاب می‌کند. مسئله اخلاق در عصر ما را نمی‌توان بدون فهم نئولیبرالیسم، فردگرایی رقابتی، کالایی‌شدن ...

رادیکالیسمِ فرم و رادیکالیسمِ محتوا

اعتراضات دبیرستانی فرانسه و مسئلهٔ قدرت در چپ موج اعتراضات دبیرستانی در فرانسه، که از اواخر سپتامبر ۲۰۲۶ از حومهٔ پاریس آغاز شد و در روزهای بعد به شهرهای بسیاری کشید، بار دیگر پرسشی قدیمی را در چپ رادیکال زنده کرده است: آیا شورش، صرفاً به‌دلیل شکل رادیکالش، چپ است؟ این مقاله با تکیه بر سنت مارکسیستی و با تفکیک سه سطح تحلیل، یعنی علتِ اجتماعی اعتراض، شکلِ مبارزه و جهتِ سیاسیِ آن، استدلال می‌کند که این سه الزاماً بر هم منطبق نیستند. مشروعیتِ یک مطالبه مشروعیتِ همهٔ اشکال کنش را تضمین نمی‌کند؛ رادیکال‌بودنِ یک شکل مبارزه رادیکال‌بودنِ محتوای سیاسی‌اش را تضمین نمی‌کند؛ و نتیجهٔ سیاسیِ یک جنبش لزوماً با نیتِ نخستینِ کنشگرانش یکی نیست. معیارِ تحلیلِ چپ نه شدتِ تصاویرِ خیابانی و نه حتی خودِ شکل کنش، بلکه ظرفیتِ تبدیلِ خشمِ پراکنده به قدرتِ اجتماعیِ سازمان‌یافته است. مقاله از دو دام هم‌زمان هشدار می‌دهد: ستایشِ خودِ آشوب، و پذیرفتنِ چارچوبی که دولت می‌خواهد هر اعتراض را در آن به «خشونتِ شهری» فروبکاهد. اعتراضاتِ کنونیِ دبیرستانیِ فرانسه از مسائلی کاملاً مادی آغاز شد: کمبود معلم، کلاس‌ها...

چپِ بی‌ سازمان؛ از اخلاق مبارزه تا قدرت جمعی

سال‌ها پیش، در گفت‌وگو با دوستی که در کارخانه‌ای فولاد کار می‌کرد، از او پرسیدم آیا عضو سندیکای محل کارش است. او که در آن کشور پناهنده بود و خود را فعال کارگری می‌دانست، پاسخ داد سندیکاها «زرد» هستند، کاری از پیش نمی‌برند و او نیز عضو هیچ سندیکا یا حزبی نیست. از نظر او، تشکل‌های موجود بی‌عمل بودند و فاصله گرفتن از آن‌ها نشانه استقلال و وفاداری به مبارزه بود. به او گفتم در ایران، جایی که سرکوب تشکل‌های مستقل کارگری بخشی از واقعیت زندگی طبقه کارگر است، سازمان‌یابی و ایجاد تشکل‌های مستقل همواره از خواسته‌های اساسی فعالان چپ بوده است. برای ما، تشکل‌یابی نه مسئله‌ای حاشیه‌ای است و نه ابزاری در کنار ابزارهای دیگر؛ یکی از شروط تبدیل نیروی پراکنده کارگران به نیرویی اجتماعی است که بتواند در مناسبات اقتصادی و سیاسی مداخله کند. همان‌جا گفتم چپِ فاقد تشکیلات، اگر مبارزه را به موضع‌گیری فردی، اعتراض اخلاقی و اعلام مخالفت با بی‌عدالتی محدود کند، در معرض آن است که به چپی اخلاقی بدل شود؛ چپی که ممکن است مواضع درستی داشته باشد، اما ابزار تبدیل آن مواضع به نیرویی مادی را در اختیار ندارد. سال‌ها بعد، در ...