بیست سال از آغاز «کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز علیه زنان» میگذرد؛ کمپینی که در سال ۱۳۸۵، در یکی از دشوارترین دورههای فعالیت اجتماعی و سیاسی در ایران، شکل گرفت. امروز، پس از دو دهه، شاید بتوان با فاصلهای بیشتر به آن تجربه نگاه کرد؛ نه برای ساختن روایتی نوستالژیک از گذشته و نه برای انکار محدودیتها و تناقضهای آن، بلکه برای فهمیدن اینکه این کمپین چه چیزی درباره سیاست، جامعه و امکان سازمانیابی از پایین به ما آموخت. من یکی از فعالان آن کمپین بودم. برای من، اهمیت آن تجربه فقط در موضوعاتی که دربارهشان مبارزه میکردیم خلاصه نمیشد. یکی از مهمترین دستاوردهای شخصی و سیاسی کمپین این بود که مرا، و بسیاری دیگر از فعالان، از فضای محدود محافل روشنفکری و سیاسی و دانشجوی بیرون کشید و مستقیماً با مردم روبهرو کرد؛ با زنانی که در پارک، مترو، خیابان، محل کار، خانه و بازار زندگی میکردند و بسیاری از آنها اساساً زبان رسمی فعالان سیاسی و روشنفکری را نمیشناختند. کمپین از مرداد ۱۳۸۵ آغاز شد؛ پس از سرکوب تجمع ۲۲ خرداد همان سال در میدان هفتتیر تهران. هدف اعلامشده، جمعآوری یک میلیو...