رد شدن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از ژانویه, ۲۰۲۶

ایران در منگنه استثمار

  ایران  در منگنه استثمار و امپریالیسم: ضرورت قیام علیه «اتحاد سرمایه» تحلیلی  بر بن‌بست معیشتی توده‌های مولد و خطر مداخله جهانی در آستانه انفجار اجتماعی مجید ملکی   اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴، فریاد خفه‌شده‌ی کسانی است که میان سندان استبداد سرمایه‌داری داخلی و پتک امپریالیسم جهانی گرفتار آمده‌اند. سقوط بی‌سابقه‌ی ارزش ریال و تورم افسارگسیخته، سفره‌ی توده‌های مزدبگیر را به یغما برده و هم‌زمان، سایه‌ی مداخلات خارجی تلاش می‌کند خشم مردم را به سود پروژه‌های استعماری مصادره کند. اعتراض‌های اخیر که از بازار آغاز شد، نه یک اقدام صنفی و محدود، بلکه آغاز  فرآیند دیالکتیکی میان زندگی معیشتی و مبارزه سیاسی  است. از شورش نان تا قیام علیه سرمایه: تحلیل حرکت بازار اعتراض‌های اخیر که از بازار آغاز شد را نباید با عینک سنتی «بازار اصناف» نگریست. بازار امروز، محل تلاقی خرده‌بورژوازی در حال سقوط و کارگران خدماتی است. بستن مغازه‌ها، نه یک کنش صنفی، بلکه نوعی  اعتصاب در چرخه‌ی توزیع کالا  است که فشار اقتصادی را مستقیم به سیاست حاکمیت منتقل می‌کند. تبدیل شعارهای اقتص...

عتراضات اندونزی ۲۰۲۵؛ خشم واقعی مردم یا پروژه‌ای برای مهار چین؟

 مجید ملکی مقدمه اندونزی، پرجمعیت‌ترین کشور مسلمان جهان و یکی از اقتصادهای نوظهور آسیایی، امروز صحنه اعتراضات گسترده مردمی است. آنچه در ابتدا با افشای امتیازات کلان نمایندگان پارلمان آغاز شد، اکنون به بحرانی چندوجهی با ابعاد سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. پرسش کلیدی این است: آیا این اعتراضات صرفاً ریشه در نارضایتی‌های داخلی دارند یا می‌توان آن‌ها را بخشی از سناریوی بزرگ‌تر غرب برای بازآرایی توازن قوا در منطقه دانست؟ ⸻ پیشینه  دخالت غرب در اندونزی اندونزی سابقه طولانی دخالت خارجی، به‌ویژه از سوی غرب، دارد: •  کودتای ۱۹۶۵  علیه سوکارنو و قتل‌عام صدها هزار عضو و هوادار حزب کمونیست اندونزی (PKI) با حمایت مستقیم آمریکا و بریتانیا، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی این کشور بود. •  سیاست‌های اقتصادی دهه‌های بعد ، با هدایت صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، اندونزی را به سمت خصوصی‌سازی و وابستگی به وام‌های خارجی سوق داد و شکاف طبقاتی را تشدید کرد. •  بحران مالی ۱۹۹۷–۹۸  اندونزی را به ورشکستگی کشاند و اجرای سیاست‌های ریاضتی، فقر و نارضایتی اجتماعی را عمیق‌ت...

نپال؛ استعفای اولی و الگوی مداخله غربی‌ها در آسیا

   مجید ملکی مقدمه استعفای اخیر خیادگا پراساد شرما اولی، نخست‌وزیر نپال و رهبر حزب کمونیست نپال (مارکسیست–لنینیست متحد، UML)، بار دیگر نگاه‌ها را به پدیده‌ای آشنا جلب کرد: سقوط رهبرانی که از مسیر صندوق رأی و با اکثریت به قدرت می‌رسند، اما تحت فشار اعتراضات خیابانی و بحران‌های اجتماعی مجبور به عقب‌نشینی می‌شوند. این اتفاق تنها یک بحران داخلی نیست؛ بلکه در بستر ژئوپولیتیک آسیای جنوبی و رقابت میان چین، هند و غرب باید تحلیل شود. زمینه داخلی نپال نپال کشوری استراتژیک، اما فقیر و شکننده است؛ میان دو قدرت بزرگ چین و هند محصور شده و همواره میدان رقابت این دو همسایه بوده است. اختلافات قومی و طبقاتی، ضعف اقتصاد، و وابستگی به کمک‌های خارجی باعث شده هرگونه بحران سیاسی به سرعت به بی‌ثباتی گسترده تبدیل شود. حزب UML و شخص اولی در سال‌های گذشته به‌طور نسبی به چین نزدیک بودند و تلاش می‌کردند توازن سنتی میان پکن و دهلی را حفظ کنند. این موضوع حساسیت بازیگران خارجی، به‌ویژه غربی‌ها و برخی جریان‌های نزدیک به هند را برانگیخت. الگوی آشنای اعتراضات خیابانی استعفای اولی در پی اعتراضات خونینی رخ داد که...

دگرگونی همبستگی ایرانیان با فلسطین؛ از ارزش اخلاقی تا ابزار سیاسی (واکاوی یک تغییر هویتی و وظیفه نیروهای آگاه)

 مجید ملکی مقدمه: همبستگی با مردم فلسطین، برای دهه‌ها، بخشی از هویت سیاسی و اخلاقی بسیاری از ایرانیان بود. این همدلی، ریشه در حمایت از ملتی تحت ستم و مقاومت در برابر اشغالگری داشت. اما امروز شاهد چرخش قابل توجهی در افکار عمومی هستیم؛ بخشی از جامعه که روزی حامی فلسطین بود، اکنون در فضای مجازی و گفتار روزمره، گاه تا حد توجیه جنایت‌های رژیم صهیونیستی پیش می‌رود. این تحول، تنها تغییر یک موضع سیاسی نیست، بلکه نشان‌دهنده دگرگونی عمیق در مبانی هویتی و اخلاقی است. این گزارش به واکاوی این پدیده و الزامات آن برای نیروهای آگاه جامعه می‌پردازد. ۱. مصادره نمادها؛ وقتی ارزش اخلاقی به ابزار قدرت بدل می‌شود یکی از عوامل کلیدی این تغییر، «مصادره» مسئله فلسطین توسط حاکمیت است. هنگامی که یک ارزش اخلاقی— مانند دفاع از مظلوم— به ابزاری برای مشروعیت‌سازی یک دولت تبدیل شود، به تدریج در ذهن جامعه با آن دولت هم‌معنا می‌گردد. به عبارت دیگر، فلسطین از «نماد مقاومت یک ملت» به «پرچم حکومت» تقلیل یافت. این امر موجب شد تا هرگونه مخالفت با دولت، به صورت ناخودآگاه به مخالفت با این نماد سرایت کند. نتیجه آنچه می‌توا...

برچسب‌گذاری مبارزات آزادی‌بخش: از انقلابی تا «تروریست»

 مجید ملکی تحلیل دگرگونی زبان قدرت در نظم جهانی معاصر چکیده: این مقاله به بررسی ریشه‌های تاریخی و سیاسی دگرگونی گفتمانی در توصیف کنش‌های مسلحانه ضداستعماری می‌پردازد. با استفاده از چارچوب‌های نظری منتقدانه، استدلال می‌شود که عبور از مفاهیمی چون «مبارزهٔ آزادی‌بخش» و «انقلاب» به برچسب «تروریسم»، بازتابی از انحصارگری معناسازی توسط نهادهای قدرت در نظم جهانی سرمایه‌داری است. مقاله با بررسی مواردی چون فلسطین، آمریکای لاتین و آفریقای جنوبی، نقش رسانه‌ها و حتی بحران در جنبش‌های چپ را در پذیرش این ادبیات واکاوی کرده و در نهایت، ضرورت بازپس‌گیری زبان برای احیای مشروعیت مقاومت را پیش می‌کشد. مقدمه واژه‌ها ابزارهای بی‌طرفی نیستند؛ آن‌ها حامل ارزش، قدرت و تاریخ‌اند. آنچه در گفتمان مسلط امروزی «تروریسم» نامیده می‌شود، در بسیاری از موارد، ادامهٔ همان کنش‌هایی است که در دهه‌های پیشین ذیل عنوان «مبارزهٔ آزادی‌بخش» یا «انقلاب» بازشناسی می‌شد. در جهانی که نظام مسلط، انحصار تعریف «مشروعیت خشونت» را در دست دارد، زبان به سلاحی سیاسی بدل شده است؛ سلاحی که می‌تواند مقاومت مردمان فلسطین، کوبا، ویتنام یا ا...

نمایش صلح در سایه‌ی اشغال: اسرائیل و تداوم امپریالیسم در خاورمیانه

 مجید ملکی از دیدگاه چپ‌، مفهوم صلح نه تنها یک آرمان اخلاقی، بلکه محصول مستقیم توازن نیروهای مادی و روابط قدرت است. این تحلیل بر آن است که بررسی کند چگونه ساختارهای نابرابر قدرت – که ریشه در حمایت امپریالیستی غرب، به ویژه ایالات متحده، دارند – مانع از تحقق صلح پایدار می‌شوند. تمرکز بر قراردادهای تاریخی و اخیر، مانند اجلاس شرم‌الشیخ در سال ۲۰۲۵، نشان می‌دهد که چنین توافق‌هایی اغلب به ابزارهایی برای تثبیت اشغال و مشروعیت‌بخشی به سلطه تبدیل می‌شوند، نه گام‌هایی به سوی عدالت واقعی. ۱. صلح در توازن قوا  صلح نه از نیت خیرخواهانه دولت‌ها، بلکه از توازن قوا ناشی می‌شود. دولت‌هایی که از برتری مطلق نظامی، تکنولوژیک و دیپلماتیک برخوردارند، کمتر انگیزه‌ای برای سازش عادلانه دارند. اسرائیل، به عنوان یک پروژه استعماری که از حمایت بی‌قیدوشرط ایالات متحده و متحدان غربی بهره می‌برد، در چنین موقعیتی قرار دارد. این برتری، قراردادهای صلح را به ابزاری برای مدیریت بحران تبدیل می‌کند، نه حل ریشه‌ای آن. بدون فشار متقابل، تعهدات صلح‌آمیز اغلب به وعده‌های توخالی بدل می‌شوند که تنها مشروعیت بین‌المللی را...