رد شدن به محتوای اصلی

دگرگونی همبستگی ایرانیان با فلسطین؛ از ارزش اخلاقی تا ابزار سیاسی (واکاوی یک تغییر هویتی و وظیفه نیروهای آگاه)

 مجید ملکی

مقدمه:

همبستگی با مردم فلسطین، برای دهه‌ها، بخشی از هویت سیاسی و اخلاقی بسیاری از ایرانیان بود. این همدلی، ریشه در حمایت از ملتی تحت ستم و مقاومت در برابر اشغالگری داشت. اما امروز شاهد چرخش قابل توجهی در افکار عمومی هستیم؛ بخشی از جامعه که روزی حامی فلسطین بود، اکنون در فضای مجازی و گفتار روزمره، گاه تا حد توجیه جنایت‌های رژیم صهیونیستی پیش می‌رود. این تحول، تنها تغییر یک موضع سیاسی نیست، بلکه نشان‌دهنده دگرگونی عمیق در مبانی هویتی و اخلاقی است. این گزارش به واکاوی این پدیده و الزامات آن برای نیروهای آگاه جامعه می‌پردازد.

۱. مصادره نمادها؛ وقتی ارزش اخلاقی به ابزار قدرت بدل می‌شود

یکی از عوامل کلیدی این تغییر، «مصادره» مسئله فلسطین توسط حاکمیت است. هنگامی که یک ارزش اخلاقی— مانند دفاع از مظلوم— به ابزاری برای مشروعیت‌سازی یک دولت تبدیل شود، به تدریج در ذهن جامعه با آن دولت هم‌معنا می‌گردد. به عبارت دیگر، فلسطین از «نماد مقاومت یک ملت» به «پرچم حکومت» تقلیل یافت. این امر موجب شد تا هرگونه مخالفت با دولت، به صورت ناخودآگاه به مخالفت با این نماد سرایت کند. نتیجه آنچه می‌توان «وارونگی معنا» نامید، بود: ارزشی که زمانی مقدس شمرده می‌شد، در چشم بسیاری به نماد قدرت حاکم تبدیل شد و سپس پس زده شد.

۲. انتقال خشم؛ از سرکوب داخلی به نمادهای حکومتی

جامعه ایران، تجربه زیسته‌ای از سرکوب، تبعیض و بی‌عدالتی دارد. زمانی که دولتی که خود عامل سرکوب داخلی است، پرچمدار «دفاع از مظلوم» در خارج می‌شود، این دوگانگی یک تنش عمیق ایجاد می‌کند. جامعه‌ای که امکان بیان مستقیم خشم خود را ندارد، این خشم را به سمت نمادهایی که دولت از آن‌ها سخن می‌گوید، منتقل می‌کند. بنابراین، نفرت از وضعیت موجود، به‌صورت غیرمستقیم به سوی نماد فلسطین جهت‌گیری کرد. این «جابجایی خشم»، یکی از مکانیسم‌های روانی-اجتماعی این دگرگونی است.

۳. نقش تعیین‌کننده رسانه‌ها و جنگ روایت‌ها

افول اعتبار رسانه‌های رسمی و گسترش شبکه‌های اجتماعی، بستری برای جریان‌یافتن روایت‌های متضاد فراهم کرد. رژیم صهیونیستی با سرمایه‌گذاری گسترده روی تبلیغات و جنگ روانی، توانست خود را برای بخشی از مردم ایران نه به عنوان یک نیروی اشغالگر، بلکه به عنوان «دشمن دشمن» (جمهوری اسلامی) معرفی کند. این بازطرقی هوشمندانه، باعث شد تا مخالفت با حکومت ایران به همسویی با اسرائیل تعبیر شود و فلسطین قربانی این معادله جدید گردد.

۴. اپوزیسیون و گفتمان هم‌پیمانی با اسرائیل

برخی از جریان‌های اپوزیسیون با اتخاذ استراتژی نزدیکی به اسرائیل، این روند را تشدید کردند. اقداماتی مانند سفرهای نمادین به اسرائیل یا اعلام همکاری‌های استراتژیک توسط برخی فعالین گروه‌های قومی، این پیام را به جامعه منتقل کرد که مخالفت با جمهوری اسلامی می‌تواند مستلزم اتحاد با دشمن تاریخی فلسطین باشد. این موضع‌گیری‌ها، مرزهای اخلاقی سنتی را درنوردید و به بیگانگی بیشتر افکار عمومی از مسئله فلسطین دامن زد.

۵. اسرائیل، سرمایه‌داری جهانی و نظم سلطه

اسرائیل تنها یک دولت نیست، بلکه بخشی از معماری نظم سرمایه‌داری جهانی و سیاست‌های استعماری نوین است. وقتی جامعه‌ای مانند ایران— به دلیل فشارهای داخلی— از همبستگی با فلسطین فاصله می‌گیرد، در واقع یک حلقه حیاتی از زنجیره مقاومت جهانی در برابر این نظم شکسته می‌شود. این امر به مشروعیت‌بخشیدن به پروژه صهیونیستی و تضعیف مبارزه ضداستعماری در سطح جهان کمک می‌کند.

۶. بحران اخلاقی و فروپاشی همبستگی انسانی

این دگرگونی، نشانه یک بحران اخلاقی عمیق‌تر است. جامعه‌ای که «انسان‌بودن» را با حمایت از مظلوم تعریف می‌کرد، اکنون در معرض تحسین ظالم قرار گرفته است. این وضعیت حاصل ترکیب چند عامل است: انباشت رنج داخلی، مصادره ارزش‌ها توسط قدرت، نفوذ تبلیغات و بی‌اعتمادی مطلق به هر شعار عدالت‌خواهانه. این بحران، بنیان‌های همبستگی اجتماعی را تضعیف و فردگرایی بی‌تفاوت یا همکاری با قدرت‌های سلطه‌گر را تقویت می‌کند.

۷. وظیفه نیروهای آگاه؛ بازسازی پل‌های شکسته

در این شرایط، نیروهای آگاه جامعه مسئولیت خطیری بر عهده دارند:

· بازپس‌گیری معنای نمادها: باید روشن شود که دفاع از فلسطین، یک وظیفه انسانی مستقل از هر حکومتی است و ربطی به مشروعیت‌بخشی به قدرت حاکم در ایران ندارد.

· پیوند زدن رنج‌های مشترک: باید نشان داد که رنج مردم ایران و فلسطین، ریشه در ساختارهای مشترک سلطه (داخلی و جهانی) دارد. مبارزه برای آزادی در ایران و مبارزه برای آزادی فلسطین، دو روی یک سکه هستند.

· بازسازی اخلاق جمعی: باید ارزش‌هایی مانند عدالت و همبستگی را— خارج از گفتمان حکومتی— دوباره در کانون گفت‌وگوی عمومی قرار داد.

· مقابله هوشمند با تبلیغات: باید با تولید محتوای مؤثر و روایت‌سازی دقیق، جنگ تبلیغاتی دشمن را خنثی کرد.

· جهانی کردن همبستگی: باید مبارزه مردم ایران را به جنبش‌های جهانی ضداستعماری پیوند زد تا از دوگانه کاذب «سلطه داخلی یا سلطه خارجی» فراتر رفت.

نتیجه‌گیری:

دگرگونی موضع بخشی از جامعه ایران نسبت به فلسطین، بازتاب یک بحران چندبعدی است؛ بحرانی که ریشه در مصادره ارزش‌ها، سرکوب داخلی و جنگ روایت‌ها دارد. با این حال، این وضعیت قطعی نیست. نیروهای آگاه می‌توانند با بازتعریف همبستگی بر اساس اصول انسانی و مستقل، افکار عمومی را به سمت درک صحیحی از پیوند میان آزادی‌خواهی داخلی و عدالت‌طلبی جهانی هدایت کنند.

رهایی ایران و رهایی فلسطین، دو جبهه به هم‌پیوسته در نبردی بزرگ‌تر علیه هرگونه ستم و سلطه هستند

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

از جمهوری تا سلطنت پنهان

مجید ملکی میقانی اقتصاد  سیاسی بازتولید قدرت خانوادگی در سرمایه‌داری رانتی پیرامونی مقدمه چرا برخی جمهوری‌ها، بدون آنکه قانون اساسی خود را به سلطنت تغییر دهند، به‌تدریج به نظام‌هایی با منطق موروثی تبدیل می‌شوند؟ چگونه نهادهایی که ظاهراً بر انتخابات، جمهوریت و حاکمیت قانون استوارند، در عمل به سازوکاری برای انتقال قدرت در درون یک خانواده یا حلقه‌ای محدود از نخبگان سیاسی بدل می‌شوند؟ این پدیده را نمی‌توان صرفاً با فرهنگ سیاسی، ویژگی‌های فردی رهبران یا ضعف دموکراسی توضیح داد. ریشه‌های آن را باید در اقتصاد سیاسی دولت، آرایش نیروهای طبقاتی و جایگاه این کشورها در نظام سرمایه‌داری جهانی جست‌وجو کرد. در بخشی از دولت‌های رانتی، نظامی و نئوپاتریمونیال پیرامون سرمایه‌داری جهانی، جمهوری به‌تدریج از درون تهی شده و به شکلی از «سلطنت پنهان» یا «جمهوری موروثی» تبدیل می‌شود؛ وضعیتی که در آن قانون اساسی همچنان از انتخابات، جمهوریت و نهادهای رسمی سخن می‌گوید، اما منطق واقعی قدرت بر پایه انتقال اقتدار در درون یک خانواده یا شبکه‌ای از وفاداری‌های شخصی، نهادی و اقتصادی عمل می‌کند. البته این روند را نباید...

ایران در منگنه استثمار

  ایران  در منگنه استثمار و امپریالیسم: ضرورت قیام علیه «اتحاد سرمایه» تحلیلی  بر بن‌بست معیشتی توده‌های مولد و خطر مداخله جهانی در آستانه انفجار اجتماعی مجید ملکی   اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴، فریاد خفه‌شده‌ی کسانی است که میان سندان استبداد سرمایه‌داری داخلی و پتک امپریالیسم جهانی گرفتار آمده‌اند. سقوط بی‌سابقه‌ی ارزش ریال و تورم افسارگسیخته، سفره‌ی توده‌های مزدبگیر را به یغما برده و هم‌زمان، سایه‌ی مداخلات خارجی تلاش می‌کند خشم مردم را به سود پروژه‌های استعماری مصادره کند. اعتراض‌های اخیر که از بازار آغاز شد، نه یک اقدام صنفی و محدود، بلکه آغاز  فرآیند دیالکتیکی میان زندگی معیشتی و مبارزه سیاسی  است. از شورش نان تا قیام علیه سرمایه: تحلیل حرکت بازار اعتراض‌های اخیر که از بازار آغاز شد را نباید با عینک سنتی «بازار اصناف» نگریست. بازار امروز، محل تلاقی خرده‌بورژوازی در حال سقوط و کارگران خدماتی است. بستن مغازه‌ها، نه یک کنش صنفی، بلکه نوعی  اعتصاب در چرخه‌ی توزیع کالا  است که فشار اقتصادی را مستقیم به سیاست حاکمیت منتقل می‌کند. تبدیل شعارهای اقتص...

Portraits